
سیاست/ موضعگیری لازم است، اما...
سکوت هم مثل اظهار نظر میماند؛ به خودی خود نه خوب است و نه بد. مهمتر از سکوت یا فریاد، عمل درست است. بصیرت یعنی بهترین عمل در بهترین زمان. گاهی عمل خوب، سکوت است و گاهی حرف زدن. گاه لازم است که در برابر یک مسئله واکنش نشان نداد و گاهی موضعگیری، امری واجب است. مثال اگر بخواهم بزنم، اشاره میکنم به سیره ابوتراب که هم سکوتشان از روی بصیرت بود و هم آن زمان که خطبههای غرا میخواندند. این سخنان اما کلیاتی است که لاجرم باید وارد مصادیق شوم. گمانم شناخت شگرد جریان انحرافی، بسی مهمتر باشد از واکنش صرف نشان دادن. این جریان، دیگر همه فهمیدهاند که دوست دارد حتیالمقدور خودش تیتر یک باشد.
این شگرد را هم عمدتاً وقتی عملیاتی میکند که یا جمهوری اسلامی به یک پیروزی روانی در جنگ نرم رسیده یا اینکه دشمنی در ردیف انگلیس، به آشوب و بحران رسیده. در چنین مقاطعی، جریان انحرافی که نام «کارگزاران ۲» بیشتر برازندهاش است، با پیش کشیدن برخی چیزهای حاشیهای، سعی دارد واکنش حزبالله را وجهالمصالحه قرار دهد تا بلکه تحتالشعاع قرار دهد اخبار اصلیتر مملکت را. حال سؤال اساسی این است که در برابر این شگرد کاملاً کثیف، باید موضعگیری کرد یا سکوت؟!
در مقام پاسخ باید بگویم که ما دو نوع سکوت داریم؛ یک سکوت، سکوت توأم با ندیدن، نشناختن و نفهمیدن ماجراست، اما سکوت دیگری هم هست که اتفاقاً از روی فهم درست قصه است. گاهی اما خبط و خطای جریان منحرف، آنقدر هست که اصلاً نمیتوان توقع سکوت از کسی داشت. من این را قبول دارم، لیکن، سطح و عمق اظهار نظرها و واکنش نشان دادنها باید درست و منطقی باشد تا واکنش ما تعبیر به بازی کردن در زمین جریان انحرافی نشود. معنای دقیقتر و ملموستر حرف من این است که جریان انحرافی مثلاً بنا دارد اوضاع لندن را با نمایش بعضی چیزها به حاشیه ببرد، ما اما نباید به گونهای اظهارنظر کنیم که ناخواسته به این جریان کمک کرده باشیم تا به اهدافش برسد. در این باب حتی اهل بصر، گاهی توصیه به سکوت همراه بصیرت میکنند. سکوت، نه به معنای شتر دیدی، ندیدی، بلکه به معنای شناخت دقیقتر شگرد جریان منحرف و بازی نکردن در زمین او.
الان مدتهاست که به بسیاری ثابت شده که جریان انحرافی دوست دارد مسئله اصلی و اولویت اول کشور باشد و دامن بزند به مباحثی که لزومی به طرحش در فضای سیاسی و رسانهای نیست. معالاسف چیزی هم که زیاد داریم موضوع برای چنین مباحث غیرلازمی است. صد البته بحث کردن درباره حجاب و بدحجابی و بیحجابی و رنگ چادر، نه اولویت اصلی ماست و نه جای طرحش در رسانههای سیاسی و جناحی و گروهی است، اما جریان منحرف دوست دارد که بحث درباره رنگ چادر، مهمتر باشد تا تیتر زدن از اوضاع اسفبار دشمنان انقلاب اسلامی. اینجاست که گاهی سکوت یا اظهار نظر منطقی به حدی که دیگر شورش در نیاید، بهتر از واکنش نشان دادنهای پر شور و شری است که کمک میکند به رسیدن جریان انحرافی در خواستههای مذمومش. حتماً متفقالقول هستید که آنچه گفتم به معنای منحرف ندانستن این جریان نیست، همچنان که به معنای چشم بستن بر انحرافات عقیدتی، سیاسی و اقتصادی این جریان نیست.
در هر فصلی و هر هنگامهای باید دید که چه حکم میکند بصیرت. متأسفانه میبینم همان کسانی که خواص بیبصیرت میخوانیمشان، رفتار و گفتار جریان انحرافی را به دو قصد، به شکل ویژهای پوشش میدهند: نخست، تسويهحساب با خدمات دولت محترم و دوم اینکه از آب گلآلود ماهی بگیرند تا با علم کردن زشتیهای جریان منحرف، از زشتیهای بزرگتر فتنهگران اصل کاری و خاندان اشراف و آقازادهها کم کنند. این در حالی است که الگوی عملی و عینی جریان انحرافی، قطعاً و حتماً سران فتنه هستند. جریان منحرف، زاویه گرفتن با ولایت فقیه و ملت را از سران فتنه آموخته است، همچنان که حمله به بسیج و سپاه را. همچنان که بایکوت یومالله ۹ دی را. همچنان که به حاشیه بردن همت مضاعف و کار مضاعف و جهاد اقتصادی را. خیلی باید هوشیار بود در این زمینه. چندی پیش از دوست مطلعی، آگاه شدم که لیدر جریان منحرف، ضمن اشاره به برخی مسائل پیش آمده در چند روز اخیر، تلویحاً از موفقیت مقطعی این جریان در جایگزینی مسئله فرعی مورد بحث با مسائل اصلی کشور سخن گفته بود، حتی اگر در صحت و سقم این خبر شک داشته باشیم، آنچه مسلم است، این است که واکنش ما به خبط و خطای جریان انحرافی باید «حد بصیرت» داشته باشد. حد بصیرت یعنی درجه صدای فریادمان را درست تنظیم کنیم تا برآیند موضعگیریمان، ناخواسته به نفع این جریان تمام نشود. گاه بهخاطر یک اولویت مهمتر لازم است با صدای آهستهتر فریاد بزنیم تا اصلی-فرعی نشود مسائل کشور. گاه سکوت همراه با بصیرت عین بصیرت است. حجاب قطعاً مسئله مهمی است، اما برای جریان انحرافی، حجاب هم مثل خیلی دیگر از مقولات، مستمسکی بیش نیست تا فضا را دوگانه کنند، غوغا کنند و از واکنشهای بیش از حد معقول، سوءاستفاده کنند. در چنین فضایی، به مهمترین معضلی که رسیدگی نمیشود، همین معضل بدحجابی است، اما همین حرافیهای بیهوده برای جریان انحرافی، بسیار حیاتی است تا بلکه اولاً دو پاره کند کشور را و ثانیاً... مثلاً نگاه ما را از بحران لندن برگرداند به بحران خاتون!